سفارش تبلیغ
خرید بلیط هواپیما، خرید و رزرو اینترنتی ، چارتر، سامتیک
 
خلق، نانخور خدایند . لذا محبوب ترینِ خلق نزد خدا، کسی است که به نانخوران خدا سودی رساند وخانواده ای را شادمان کند . [.رسول خدا صلی الله علیه و آله]
 
امروز: جمعه 96 دی 29

سلام :

میگند نگاه رمانتیکی و رویا پردازانه داشتن به امورات جاری زندگی و نوعی گسستن از بند قواعد گری و اصول گرائی میتواند باعث پیشرفت و افزایش اعتماد به نفس شود (اینکه چه کسانی این رو  میگند رو نمیدونم ولی میدونم که اینجوری میگند!) حال با این مقدمه کوچلو موچولو در خصوص رمانتیک بودن و خوش بودن ، میریم سراغ بحث روز محافل مردمی ایران در کانون گرم خانوادهاشون مثلا: سوتیهای رمانتیک پرزیدنت رجائی منش و پشتیبان تهی دستان عالم و ملت شریف ایران، که به شرح زیر اعلام میگردد:

                                  پرزیدنته دیگه!

- با دم شیر بازی نکنید !

- کی خسته است دشمن!

- ایران را با مردم ایران میسازیم!

- بوسیدن دست آموزگار دوران دبستانی خود! (البته من خودم شخصا سوتی حسابش نمیکنم ولی بالا خره با تعریفی که از جامعه شریف و باهوش و قدر دان ایرانی  سراغ داریم لاجرم باید این اقدام رو در ردیف اول سوتی های شخص پرزیدنت مرقوم کنیم)

- پائین آوردن نرخ سود بانکی از طریق اعلام بصورت ضربتی، مثل زدن عصای جادوئی که میتونه همه کار بکنه !

- کار نداشتن به پوشش جوانها وگفتن اینکه (در مبارزات انتخابیشون ) : مگه مشکل جوانهای ما اینه! (با سبک خودش بخوانید)!

- فرض دانستن اینکه قطعنامه های شورای امنیت کاغذ پاره های بیش نیستند و به هیچ دردی نمی خورند و نباید صادر بشند!

 - انتقال رژیم اشغال گر صهیونیستی به اروپا (البته به آلمان تمایل بیشتری دارند ) یا  به آمریکای جهانخوار !

- کار نداشتن به کارخانجات دولتی و دولتی کردن کارخانجات خصوصی جهت رفع تبیض از چهره مردم غیور و همیشه در صحنه!

- پشت گوش انداختن اجرای اصل 44قانون اساسی !

- نامه نوشتن به جورج دبیلو بوش جهت مسلمان کردن اون!

- نامه نوشتن به پاپ بندیک شانزدهم  جهت آشنا ساختن پاپ به مبانی اسلام و مسیحیت البته بصورت یک تذکر !

- گرفتن ملوانان انگلیسی و دادن مدال شجاعت به دسگیر کنندگان این ملوانان و سپس بدرقه رسمی این متجاوزان به خاک ایران همراه با گل و شیرینی و سوغاتی ایرانی تا دم در هواپیما !

                                 با دم شیر بازی نکنید!

- تذکر دادن وضایف پرزیدنت آمریکا در عراق از طرف پرزیدنت ایران در بغداد توسط سفیران دو کشور!

- ارزان شدن همه چیز در دوران آقای پرزیدنت علی الخصوص در اطراف محلشون حتی قیمت مسکن !

- دو میلیون شغل ایجاد کردن طبق آمار و ارقام!

- قطع کردن ید بیضای مفسدان اقتصادی مانند بهزیست پترولیم و بهزیست...!

- آدم کردن ارازل و اوباش در طرح امنیتی پلیس !

- افزایش امنیت اشتماعی (اجتماعی) و اقتصادی و....!

-اسکورت کردن خانم جوانی که موفق به شکافت هسته ای در زیر زمین خانه شان شده بود !

- معجزه خوانده آقای پرزیدنت در هزاره بیستم که توسط خانم سخنگوی دولت اعلام و ابراز شد !

- بازی کردن با کودکان قبل از ایراد سخنرانی !

- پوشیدن لباس بومی مردم همون منطقه در سفرهای استانی و همزمان گفتن این نکته که کی خسته است ...!

- گل زدن به میرزاپور جهت تقویت تیم ملی قبل از اعزام تیم به جام جهانی!

                                   چه بهش میاد!

- بازگشائی موسسه تنظیم و حفظ و نشر آثار آقای پرزیدنت !

- فرستادن سفیر به مصر در یک چشم به هم زدن !

- رفتن به شورای امنیت جهت دفاع از حق هستهای ایران و سپس نرفتن!

- جواب دندان شکن دادن! به سوال وفا مستقیم (خبر نگار صدای آمریکا)در خصوص گسترش عدالت در چهان البته با کمک محمد جواد ظریف! در کنفرانس خبری سازمان ملل در نیویورک!

- رایحه خوش خدمت رو در جامعه پراکاندن!

                                                                                              

- اعلام هر خبری به صورت غیر مترقبه و ناگهانی !

   نتیجه گیری اول : با این سوتیهائی که آقای پرزیدنت میده اگه دور بعدی رای زیادی آورد تعجب نفرمائید چون مردم همیشه در صحنه آدمهای سوتی بده رو دوست میدارندش !

   نتیجه گیری دوم :اگه می فرکید (فکر میکنید) مواردی دیگه از سوتیهاس آقای پرزیدنت از قلم افتاده میتونید کامنت بذارید تا در اسرع وقت ترتیب اثر داده بشه !

   و حرف آخر اینکه :

                              فریبت می دهد ، بر این آسمان سرخی بعد از سحرگه نیست

  


 نوشته شده توسط آرشیا در پنج شنبه 86/3/24 و ساعت 8:56 عصر | نظرات دیگران()

سلام:

        سلامبه اونائی که می فرکند یعنی بجای اینکه خودشون با اراده چون پولادشون فکر کنند فکر آنها رو وادار میکنه که به فرکند!عجب!حالا چی می فرکند ؟ بنظر میرسه که دارند می فرکند که ایران و آمریکا چی شد که نشستند سر میز مذاکره یا اینکه چرا این ملت غیور و همیشه در صحنه و باهوش ییهو میشود ملتی تنبل که فقط از صبح تا شب بنزین میخورد و مسئولین خدمتگذار در راه خدای این مرزو بوم مجبور میشوند که سالی 2.5میلیارد دلار برای تنبلی این  مردم خرج کنند و کمرشون ازاین بابت مثل یک تکه چوب خشک بشکنه و صدا بده که ای مردم :دیگه تنبلی بسه !بنزین با جیره شده است 100 تومیش و آزادش هم به نرخ خلیج همیشه فارس !ویا اینکه میفرکند که با اجرای دقیق طرح امنیت  اجتماعی (همون که اول میگفتند مبارزه با بد حجابی و بعدها شد مبارزه با اراذل واوباش و بعدها هم که میشه الان، شده  جمع آوری معتادین تابلو در سطح شهر!) چرا همچنان در جامعه شریف ایرانی!امنیت به اون سطح مورد  نظر ملت همیشه در صحنه نرسیده ویا به این میفرکند که قطعنامعه سوم (که برای ما ملت غیور و همیشه در صحنه و صد البته پرزیدنت جان خودمان کاغذ پاره ای بیش نبیده !)  در شورای امنیت به سلامتی کی قرار صادر بشه که ما به خودکفایی اسطورهای خودمون که همه چیز رو  باید خودمون تولید کنیم حتی اگه هزینه تولیدش دو سه برابر قیمت جهانی باشه ! نزدیک بشیم و حال به حولی ببریم و کیف کنیم ویا به این میفرکند که گرانی تا کی ادامه خواهد داشت و ما ملت همیشه در صحنه رو اذیت خواهد کرد و...   

                                                                           ایران و آمیرکه که شده اند دو تا بچه مثبت!

 

                      

اینکه چه شد: ایران و امیرکه با اون دیوار بی اعتمادی که کلفتیش آنقدر بوده که تقریبا همه استراتژیستها پیش بینی میکردند که حتما آمیرکه به ایران حمله خواهد کرد و ایران هم در تقابل با این کشور منطقه حساس خلیج فارس رو به آتش خواهد کشید و همه پابرهنگان جهان از لبنان توریست پذیر تا شاخ آفریقا گرفته تا مضلومان اینطرف و آنطرف عالم همه و همه بر علیه نماد استکبار جهانی یعتی آمریکای جهانخوار و اسرائیل صهیونیزم شوریده خواهند شد و جنگی فراگیر منطقه رو در بر خواهد گرفت، درست در همین تئوری پردازیها بود که هر دو کشور ایران و آمیرکه مثل دو بچه مثبت (البته  هر کدام از کشورها با قرائتی از دیار خودشون نسبت به مثبت بودن) راست وریست ایول وولی نشستند در عراق بر سر میز مذاکره، کمی مبهم جلوه میکناد ولی همین که توانستند وظایف همدیگر رو در این جلسه سه چهار ساعته مشخص کنند و از دستگیر شده گان هم حرفی به میان نیارند ! نشون دادند که چه مارمولکی بودند از لحاظ سیاسی که این طرف ،یک عمر شعار مرگ بر ...(این نقطه چین به دلیل اونه که چون مرگ  بیش از یک کشور و تقریبا تمامی کسانی که به نوعی با ما مخالف هستند رو شامل میشود بنابر این هر کشوری رو که دوست داشتیم میتوانیم جایگزین این نقطه چینها کنیم ) و آنطرف یک عمر شعار اینکه ایران بانک مرکزی تررریزوم (یعنی تروریسم )هست ولی میشینند وبا هم صحبت میکنند ،خدا وکیلی عجب روئی دارند، رو نگو سنگ پای قزوین وتگزاس بگو!

                                                     

                                 

 

 واینکه چرا: با اجرای طرح امنیت اشتماعی (همون اجتماعی خودمان هست ) هنوز کسی احساس امنیت نمیکنه که هیچ از حافظان و مجریان امنیت در کشور هم احساس ناامنی میکنه که نکنه ییهو در خیابا ن اشتباهی گرفته بشه و قبل از اینکه بتواند توضیحات مبسوطه رو ارائه بکند با کیفر خودش روبرو بشود و دوری هم در شهر با آفتابه به گردن و رقص کنان بزند .

   و صد البته اینکه: چرا گرانی دارد همه رو اذیت میکند به غیر از بعضی هارو که توی محلشون گوجه فرنگی ارزون هست (ومتاسفانه بقیه ازاین موهبت خدادادی برخوردار نیستند که دم درشون یک بقالی ارزون فروشی باشه که همه جور جنس رو با یک سوم قیمت بازار بده ) هم طبیعی هست چون دو سال پیش که پرزیدت خودمان خواست بودجه خوش خدمت(متشابه رایحه خوش خدمت ) رو به مجلس خدمتگذار بده همه گفتند که این بودجه تورم زا است و به موج گرانیها دامن خواهد زد ولی پرزیدنت جان گوش ندادند و به عهدی که با مردم بسته بودند که نفت رو به سفره ضعفای همیشه در صحنه ایران خواهند آورد عمل کردند (این کردند جزو افعال معکوس بود) و طعم نفت رو به همگان چشاندند باشد که همیشه اینگونه باشد (باشد دومی هم جزو افعال معکوس بود).

نتیجه گیری اول:اگه ییهو دیدین که سفارت آمریکا با کمال عرت و حکمت و مصلحت در ایران همیشه در صحنه باز گشائی شد تعجب ! نفرمایید .

نتیجه گیری دوم:تیم ملی ایران به گفه شاهدان مسابقه در نیمه شب ، 4بر 0از مکزیک شکست خورد .مبارکه به سلامتی میریم که به مالدیو هم ببازیم و حالشو ببریم !

 نتیجه گیری سوم:بقول آفای پرزیدنتمون "با دم شیر بازی نکنید" که البته این شیری که ایشون فرمودند هنوز خوابه و اگه یک زمانی بیداربشه میبینه که همون گربه که بوده هست!     

                                                                

                                                                  اینم شیرما!


 نوشته شده توسط آرشیا در چهارشنبه 86/3/16 و ساعت 4:56 عصر | نظرات دیگران()
درباره خودم

واگویه های یک کوگیتو
آرشیا
واگویه های یک کوگیتو حرفهایست که بر دل مانده و سنگینی میکند،نوشته می شود تا که گفته شود: من می نویسم ( می اندیشم) پس هستم!....

آمار وبلاگ
بازدید امروز: 6
بازدید دیروز: 3
مجموع بازدیدها: 80959
جستجو در صفحه

لوگوی دوستان
خبر نامه
 
وضیعت من در یاهو